یک دقیقه سکوت
۱۳۸۹/۰۶/۰۲
بی جواب
خدایا
این بارون آرزوی یه بچه دیگه ست ؟
یا داری برام گریه می کنی ؟
۱۳۸۹/۰۵/۲۵
دل باخته
روزی می رسد که برگ برنده ات
دل
می شود
ولی تو دیگر حاکم نیستی
۱۳۸۹/۰۵/۲۳
تکیه گاه
اینقدر به هم تکیه نکنید
آدم ها حق دارند گاهی شکست بخورند
بدون اینکه نگران کسی باشند که به آنها تکیه کرده
۱۳۸۹/۰۵/۱۹
ماهی کوچک تو
ماهی عاشقی خواهم شد
حتما که نباید عید باشد ، مرا به خانه ات ببر
توی تنگ کوچک کنار پنجره ، یک عمر برایت می رقصم
تو که از جنازه ی روی آب مانده نمی ترسی ؟
۱۳۸۹/۰۴/۳۰
پنجره زندگی
چهره واقعی زندگی را شاید
تنها از پنجره چشمان بیماری می توان دید
که پزشکان جوابش کرده اند
۱۳۸۹/۰۴/۲۲
عصر روز تابستان
دلم روزهای بسیار گرم کودکی ام را می خواهد
با خنکی بی دریغ آب حوض
۱۳۸۹/۰۴/۰۶
کات
اگر قرار است بجای نقش اصلی
سیاهی لشکر زندگی خودت باشی
بازی نکن
۱۳۸۹/۰۳/۱۷
این را که دیگر می توانی !
خدایا
آب اگر دستت است بگذار زمین
من ِ آتش به جان گرفته آب دستت ببینم
بیشتر می سوزم
۱۳۸۹/۰۳/۰۴
حوای زمینی
خدایا !
میوه ی کدام درخت باغت را گاز بزنم
که از زمین رانده شوم ؟!
۱۳۸۹/۰۳/۰۱
متروک
در سرزمین روحم
روزها تابستان و شبها زمستان است
.
.
من هر روز تَرک می خورم
۱۳۸۹/۰۲/۲۶
پرواز که نه ، سقوط
آنکس که سقوط می کند
دست کم
یک بار لذت بالا بودن را تجربه کرده
۱۳۸۹/۰۲/۱۹
... برای شیرین ، دختر کُردی که امروز
ناو واهار ، ناو واهار ، ناو واهار
بانی دار ، بانی دار ، بانی دار
اَی هاوار ، اَی هاوار ، اَی هاوار
ناو واهار : در بهار
بانی دار : بالای دار
اَی هاوار : ای هوار
۱۳۸۹/۰۱/۳۱
! ماه
داد و بیداد از این روزگار
ماه و دادن به شبهای تار !
پی نوشت : با صدای استاد شجریان
۱۳۸۹/۰۱/۲۲
سر راهی
هیچکس قلبش رو از سر راه نیاورده
ولی تضمینی نیست که سر راه نندازنش !
۱۳۸۹/۰۱/۱۷
محکم باش
وقتی خیلی نرم میشی
همه خمت می کنند
۱۳۸۹/۰۱/۱۲
هیـــس
هر اتفاقی که افتاد
اگه نمی تونی چیز خوبی بگی
هیچــی نگــو
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)