ندامت

ای دریغ از

هرچه دادم

برای دوست

31 comments:

Cma گفت...

...darigo dard vagean

Cma گفت...

gesedaki to az mohandes pangol joni hich khabari nadari??

قاصدک گفت...

@Cma
نه عزیزم ، البته از یکی از دوستاش خبر گرفتم ، گفت حالش خوبه
حدود 1 ماه پیش
الان دیگه خبری ندارم
من هم نگرانش هستم

فرشاد گفت...

دوست آن است كه خود نگويد همان كه جبار بگويد!!!

زروان گفت...

با کسب اجازه باید عرض کنم که
ای دریغ از آنچه ماند و ندادم برای دوست

رضا گفت...

با زروان موافق ترم

اگه واسه دوست دادی که دریغ نداره.اگه هم خیلی دریغش غلیظ و زیاده پس حتمن واسه دوست ندادی

رضا گفت...

میگم چن وقته تو هر پستی آپ کردی و ما اومدیم دیدیم یا دریغ بود یا حسرت یا نفرت یا سرگیجه
چه خبره بابا.بسه دیگه.کهریزکی ها هم دیگه اینقد شاکی نیستن. حالا جاهای خوبش رو هم ببین شما

قاصدک گفت...

@فرشاد
هاااا ؟
;)

@زروان
خوبه که اینطور فکر می کنی
خوشحالم برات

@عمورضا
موافقم
از اول نمی خواستم یه چنین محیطی داشته باشه اینجا
ولی اینطوریه فعلا
الکی خوش نمی تونم باشم
نمی تونم به چیز دیگه ای تظاهر کنم
متاسفم اگه ناراحت شدید

ناشناس گفت...

*********************************

موهامو ريخته بودم دور نگاهت يادته؟
عكسا و موي پريشونو بهم برگردون

********************************
biatudige.persianblog.ir

عليرضا گفت...

چرا؟؟؟

اُغلُن گفت...

اگر نمی‌دادید می‌گفتید چرا ندادم و بخاطر اون نادم می‌شدید.
آدم‌ها ‌همیشه نادم‌ند.

داروگ گفت...

واقعا!
واقعا دریغ....

بهانه گفت...

آخر و عاقبت دست و دل باز بودن...!!

رضا گفت...

من که ناراحت نشدم.بلاگ خودته.

آدم الکی خوش باشه بهتره از اینه که الکی غم و غصه داشته باشه.

رضا گفت...

گذشته از اون من اشکالم رو به متن وارد کردم،نه به خودت دخترم.
میگم این پست یه پای منطقش میلنگه.به دوست هر چه دادی کم دادی و چه جای دریغ!!هر چه هم رسید نکوست که به قول سعدی گو "همه دشنام ده کز لب شیرین دعاست"

قاصدک گفت...

@ناشناس
شعرت قشنگ بود ، ممنونم

@علیرضا
چون عملا دوستی در کار نیست !

@اُغلُن
این هم حرفیه ، آره واقعا

@داروگ
:-|

@بهانه
آخر و عاقبت سادگی !

قاصدک گفت...

@عمورضا
من البته نمیشه گفت غمگینم ، واقعا نه
هر لحظه در حال بگو بخند و شیطونی هستم
خودت می دونی تا حدی
ولی وقتی که دلم می گیره میام یه پست میذارم توی وبلاگم
یعنی تا دلم می گیره یاد اینجا می افتم
از طرفی هم نمی خوام هی انرژی منفی منتقل کنم
....

نگاه گفت...

اي دريغ از هر چه دادم بهر دوست

م.پارسا گفت...

شاعر ميگه:دريغ و درد از عمرم كه در وفايت شد طي
پند نوشت:)
خاله پست جديدت رو خوندم خواستم دعوات كنم ديدم رضا هم همينو گفته.ولي من مثل رضا نميگم وبلاگ خودته هرجور دلت خواست بنويس.
خاله تابلو از دنيا شاكي هستي.بيخيال شو بابا.واقعا دنيا به اين مسخره اي ارزش اينو داره كه همش آدم شاكي باشه؟من كه به شخصه كل دنيا و همه چيزش رو به مسخره مي گيرم.اينكه توي اين كهكشان به اين بزرگي من نشستم و فكر مي كنم چرا زندگي حال نميده از همش مسخره تره . يه كم شاد باش .اين فقط به ديد خودت بستگي داره.همه اونچي كه ما فكر مي كنيم بده شايد خوب باشه .ما اشتباه مي كنيم .دفعه ديگه كه اومدم اينجا شاد نوشته باشي .

قاصدک گفت...

@نگاه
مرسی خاله جان

@م.پارسا
چشم ، همین

مجذور یک بی نهایتِ عجیب گفت...

منم در مورد یک نفر مشابه این جمله رو بارها به زبون آوردم، ولی گاهی که فکرشو می کنم می بینم در قبال اونچه که از دست دادم، چیز بهتری نصیبم شد...
ارزش خیلی چیزارو تو از دست دادنشه که درک می کنیم،
شاید دیگه هرگز به دستمون برنگرده ولی نتیجه کارمون، به هزار شکل ناممکن به سمتمون برمی گرده، و ارزشش تا دنیا دنیاست، محفوظ می مونه، حتی اگر تا همیشه قدرش ناشناخته باقی بمونه.

دنیای کوچیکیه، زود با درد و دریغ پر میشه، دنیاتو خالی کن خاله، خالیه خالی...
فقط قاصدکی، دفعه بعد که منو دیدی یادت باشه این خط بالایی و بخودم بگی که خودم بیشتر نیاز دارم.
:D :-*

حیاط خلوت گفت...

ما به جای کامنت که ابتدا رومون وا نمی شد بعد هم که شد ما تو روش در اومدیم، بهتوه اسمس دادیم ننه اما پاسخ نگفتی :-(

سینا گفت...

چرا که!؟!؟

رویا گفت...

سلام عزیز مهربانم. ممنونم برای همدردیت!

سارا گفت...

گلم سعی کن واسه تصمیم های گذشته هرگز خودت رو ملامت نکنی.....
قرار نیس حالا که عاقلتر شدیم بگیم چرا یه سال پیش اون کار و کردم من مطمئنم تویه زمان خودش بهترین تصمیم بود

تازه یادت نره یه روزی دوست بود

آنتیک گفت...

ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
بی دوست زندگانی ذوقی چنان ندارد
به وبلاگم سربزن خوشحال می شم

moontello گفت...

wat ever u do today , peopel often forget tomorow ... do good any way ... :)
وبلاگ جالبی داری ... خیلی جالب

معمار آریایی گفت...

درسته که :
ما را دگر از حربه ی دشمن گله ای نیست ...
کان عهد که بستیم رفیقان بشکستند ...
یا
عجب بالا و پایین داره دنیا
چقدراین روزگار دلسرده با ما
یه روز صد تا رفیق دور و برم بود
مرا اکنون ببین تنهای تنها
یا ...

ولی اینو بدون که :
با دوست بخور گر نه به دشمن ماند ...

B.a.N.a.F.s.H.e گفت...

سعی کن توقع متقابل نداشته باشی

یناپ گفت...

سلام قاصدک جان
بعد از قرنها مسیرم افتاد به بلاگ اسپات گفتم یه سری بهت بزنم..
منم گاهی پشیمونی اومده سراغم.. اما هربار یه درسی گرفتم.. والآن کمتر این احساس به سراغم میاد.. هرچند هزینه درسهایی که پرداختم گاهی گرون بود

موفق باشی

ناشناس گفت...

salam
aziz webto didam ghashngee
web man:www.tania2012.blogfa.com
montazer to va dosat
mimonammm

ارسال يک نظر